الشيخ الكليني ( مترجم : كمره اى )

339

الكافي - الروضة من الكافي ( روضه كافى يا گلستان آل محمد ص ) ( فارسى )

« إِلَّا هُوَ رابِعُهُمْ » يعنى خدا با آن‌ها است و راز آن‌ها را ميداند و ذكر عدد سه و پنج دو وجه دارد : يك مورد نزول جلسه سرى سه نفرى و پنج نفرى بوده است . 2 - خدا طاق است و طاق را دوست ميدارد و اول عدد آحاد سه و سپس پنج است . « وَ لا أَكْثَرَ إِلَّا هُوَ مَعَهُمْ » يعنى آنچه ميان آن‌ها راز گفته شود در هر جا باشند خدا ميداند زيرا علم خدا در همه جا است و اختلاف مكان در آن تاثير ندارد . دنباله حديث 202 - ( 1 ) گفتم ( 9 - الحجرات ) و اگر دو دسته از مؤمنان با هم جنگيدند ميان آن‌ها را اصلاح بدهيد و اگر يكى از آن‌ها بر ديگرى شوريد و تجاوز كرد با آن شورشى و متجاوز بجنگيد تا به حكم خدا برگردد و سر نهد و اگر برگشت ميان آن‌ها را به عدالت اصلاح كنيد ؟ فرمود : موضوع دو گروه مسلمان است - و همانا تأويل و تطبيق آن در روز جنگ بصره بود ( جنگ جمل ) و آنها مورد اين آيه شدند و مقصود كسانيست كه بامير المؤمنين ( ع ) شوريدند و بر او واجب شد با آنها نبرد كند و از آنها بكشد تا به حكم خدا برگردند و اگر بر نميگشتند طبق آنچه خدا نازل كرده است بر او لازم بود كه تيغ از آن‌ها بر ندارد تا از رأى خود برگرديد و اجابت او را بكنند زيرا آنها از روى دلخواه بيعت كرده بودند و زورى در ميان نبود و هم آن‌ها بودند گروه شورشى و متجاوز چنانچه خدا تعبير كرده است و بر امير المؤمنين واجب بود كه پس از پيروزى بدان‌ها با آنها به عدالت رفتار كند چنانچه رسول خدا پس از فتح مكه با قريش اهل مكه به عدالت رفتار كرد همانا بر آنها منت نهاد و از آنها در گذشت و امير المؤمنين ( ع ) با اهل بصره چنين كرد هنگامى كه بر آن‌ها پيروز شد بمانند كارى كه پيغمبر با اهل مكه كرد كاملا برابر و موافق . شرح - از مجلسى ره - « قوله لانهم بايعوا طائعين » اين جمله براى بيان كفر و بغى آن‌ها است از نظر عقيده همه فرق اسلامى زيرا عقيده مخالفان اين است كه مدار وجوب طاعت از پيشواى اسلامى بر بيعت است و آن‌ها بدلخواه بيعت كردند و عهد را شكستند و از شورشيان بر حكومت اسلامى شدند .